یاسمینیاسمین، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 14 روز سن داره

یــــاسمیــن

مهدکودک یاسمین

شنبه 5/7/93 اولین روزی که بود یاسمین جون باید می رفت مهد کودک، خیلی گشتم تا بتونم یه مهد کودک خوب پیدا کنم ، توی شهرک غرب چند تا مهد کودک خوب و معتبر بود ولی من از بین اونا مهد کودک خانه مدادرنگی رو انتخاب کردم که تازه تاسیس بود و همه مربیاش جوان و خوش اخلاق هستند و یاسمین هم خیلی راضی بود و روز اول همش از خاله مریم و نی نی های اونجا تعریف می کرد. امیدوارم که بهش خوش بگذره و راضی باشه عزیزه دلم. قربون خنده هات برم عزیزم الان هم که دارم می نویسم روز دوم مهد کودک و من اداره هستم . البته فعلا یک روز در میان می ری گفتم یکدفعه از مامان بهی دور نشی عزیزم.   ...
7 مهر 1393

جشن تولد 2 سالگی

سلام عزیزم، قربونت بشم خیلی وقته که برات پستی نزاشتم ، خیلی سرم شلوغ شده و باید هر روز بیام سرکار و کلی کار باید انجام بدم که خیلی خستم کرده . به خاطر همین هر فرصتی که به دست میارم می خواهم که پیش تو باشم و با تو بازی کنم. بوت کنم و قربون صدقت برم. عاشقتم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه بازم کمه ... شعری که هر روز برات می خونم هم من و هم مامان بهی ...مامان بهی که خیلی برات زحمت میکشه از صبح تا عصر که من از اداره بیام فقط وقتشو برای تو می زاره چون نفسش به نفس تو بنده.... کلاً تو خانواده مامان مژی همه دوست دارن خیلی خیلی خیلی ... یک هفته از تولدت می گذره و من جمعه 17 مرداد تونستم که همه دوستانم و خانواده را دور هم جمع کنم و برات جشن تولد 2...
21 مرداد 1393
1